عملیات مشترک تا چه حد “مشترک” است؟

نوشین اربابزاده

-

درحالی که  قوماندان طالبان در مارجه، رقابت امریکا با ایران و چین، استخراج اورانیوم و نفع بردن از تجارت هرویین را دلایل عملیات نظامی عملیات مشترک در ولسوالی های مارجه و نادعلی میداند، روزنامه های محلی طرفدار دولت و جناح مخالف در یک نکته توافق دارند که این دو ولسوالی اهمیت خاصی ندارد. 

_____________________________________________________________________________________

پوشش خبری عملیات نظامی مشترک توسط نیروهای افغان و ناتو در جنوب افغانستان ولسوالی های مارجه و نادعلی را در سطح جهان مطرح کرده است.

عملیات موسوم به “مشترک” است و به عنوان اولین عملیات عمده در افغانستان از زمان به قدرت رسیدن اوباما در امریکا شناخته میشود و اهمیتی که به این عملیات در رسانه های جهانی داده میشود بی جهت نیست.

اما تحلیلها در داخل افغانستان راجع به این عملیات به شدت در تناقض با پوشش خبری بین المللی قرار دارد.  در افغانستان، عملیات مشترک با نوعی مالیخولیای قومی، خود-تردیدی ملی و تئوریهای توطئه دنبال میشود: سه عامل کلیدی که مانع از آن شده که رسانه های افغان عملیات مارجه و نادعلی را به عنوان یک تلاش متحدانه افغانها بر ضد دشمن مشترک، طالبان، به حساب آورند.

ماندگار میگوید:حتی مردم محلی نیز از اهمیتی که به ولسوالی هایشان داده شده شگفت زده شده اند و تردید دارند که برای راندن طالبان از منطقه به پانزده هزار سرباز نیاز باشد

با بررسی سرمقاله های روزنامه های جناح مخالف میتوان حس کرد که این جناح علاقه مندی چندانی نسبت پایان یافتن موفقیت آمیز عملیات ندارد.  این امر ممکن است به این دلیل باشد که موفقیت عملیات باعث گسترش مشروعیت حاکمیت در کابل میشود، حاکمیتی که جناح مخالف آن را در انتخابات تقلب آمیز ریاست جمهوری درسال گذشته از دست داد.  به همین دلیل روزنامه های طرفدار جناح مخالف در افغانستان در سرمقاله های خود عملیات را کم اهمیت جلوه داده، در مورد اهمیت استراتژیک مارجه و نادعلی اظهار تردید میکنند و مسئله تلفات غیرنظامی را برجسته ساخته اند.

یکی از اهداف دیگر عملیات مشترک نمایش سمبلیک روحیه همکاری و دادن مالکیت روند جنگ بر ضد طالبان به افغانهاست. اما در عمل در افغانستان تبدیل به نمایشی از کشکمشهای داخلی در میان گروههای افغان شده است. “اشتراک”، – روحیه با همی بودن- دقیقا همان چیزیست که در پوشش خبری رسانه های محلی از عملیات مشترک وجود ندارد.

روزنامه ماندگار چاپ کابل، که زمانی به اتهام کفرگویی توقیف شده بود، به شدت از این عملیات انتقاد کرده و پرسیده: آیا مارجه و نادعلی به راستی از نظر استراتژیک آنقدر اهمیت دارند که ارزش این همه تلاشها را داشته باشد؟ به گفته این روزنامه حتی مردم محلی نیز از اهمیتی که به ولسوالی هایشان داده شده شگفت زده شده اند و تردید دارند که برای راندن طالبان از منطقه به پانزده هزار سرباز نیاز باشد.

احتمالا با پیش بینی چنین انتقاداتی بوده که روزنامه دولتی انیس از قبل جوابی برای آن آماده کرده بود.  روزنامه انیس مینویسد اگرچه مارجه و نادعلی از اهمیت خاص استراتژیکی برخورددار نیستند اما این عملیات ارزش نمادین دارد. چرا که فرصتی را برای آزمون مهارتهای اردوی افغان در جنگ با طالبان مهیا ساخت.  این روزنامه اضافه میکند که نتیجه این عملیات آینده جنگ را مشخص خواهد کرد.

در حالی که هم روزنامه های دولتی و هم جناح مخالف رد کرده اند که مارجه و نادعلی به دلایل روشن نظامی و استراتژیک برای عملیات انتخاب شده باشد، اما خود طالبان هیچ تردیدی در اهمیت این دو ولسوالی ندارند.  از یک مصاحبه قوماندان طالبان در مارجه، این طور برمیآید که طالبان عملیات را بخشی از یک توطئه بین المللی امپریالیستی میدانند که به مارجه و نادعلی یک اهمیت خاص نظامی و استراتژیک میبخشد.  مصاحبه با ملا عبدلرزاق آخوند، قوماندان طالبان در مارجه به پشتو صورت گرفت و بر روی وبسایت روزنامه چراغ منتشر شده است.

به عقیده ملا عبدالرزاق آخوند موقعیت جغرافیایی هلمند به این ولایت یک اهمیت استراتژیک میدهد.  و در مصاحبه خود به چهار دلیل اصلی اشاره کرد که به گفته او نشان میدهد چرا هلمند از این اهمیت جیواستراتژیک برای ناتو برخورددار است.  قوماندان طالبان امریکا و بریتانیا را متهم کرد که قصد دارند مراکز کشف و ترصد در امتداد مرز با ایران ایجاد کنند تا از این طریق به اطلاعات نظامی و استخباراتی در مورد ایران دست یابند.  ملا عبدالرزاق همچنین گفت از آنجا که هلمند به بندر گوادر پاکستان که برای چین اهمیت اقتصادی خاصی دارد، نزدیک است، کنترل هلمند به واشنگتن اجازه میدهد که نفوذ چین رقیب اصلی اقتصادی خود در منطقه را مهار کند.

قوماندان طالبان در ادامه، امریکا و بریتانیا را متهم کرد که علاقه مندند کنترل لابراتوارهای تولید مواد مخدر در هلمند را به منظور کسب فایده از تجارت بین المللی هرویین به دست گیرند.  و دلیل چهارم قوماندان طالبان “منابع اورانیوم هلمند” است. ملاعبدالرزاق آخوند گفت: “به گفته شاهدان عینی، قوای بریتانیایی در حال آوردن تجهیزات و دستگاههای عظیمی به منطقه هستند و استخراج اورانیوم را آغاز کرده اند.  هواپیماهای ترانسپورتی بریتانیا چند بار در روز به این منطقه رفت و آمد میکند.”

بنابراین، به گفته قوماندان طالبان، رقابت امریکا با ایران و چین، استخراج اورانیوم و نفع بردن از تجارت هرویین دلایل عملیات نظامی عملیات مشترک در ولسوالی های مارجه و نادعلی میباشد.

براساس شایعات، نظریات ملا عبدالرزاق بازتاب افکار بخش بزرگی از مردم افغانستان است.  تئوریهای توطئه مختلفی وجود دارد اما یک نکته مشترک دارند و آن انکار این واقعیت است که خشونت و معضلات ریشه های محلی دارد.  در واقع تنها همین انکار در میان طرفین از دولت گرفته تا جناح مخالف تا طالبان “مشترک” است.

منبع:گاردین

 

مطلب فوق را به اشتراک بگذارید


  • Facebook
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Technorati
  • MySpace
  • Add to favorites
  • RSS
  • PDF
  • Print
  • email

برچسب ها: ,

پاسخ دهید